جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
117
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
اما چهارپايان آن : حيوانات آن مانند مناطق و جاهاى ديگر نيست . خداوند به آنها ساقها و پاهاى بلندى داده تا مسافتهاى دور و درازى را بپيمايند و در وسط دشتها و بيابانها باز نمانند ، چنانكه براى بعضى از آنها ، پاهاى گرد و مستديرى قرار داده كه در ريگزارها فرو نروند . حيوانات در اين نواحى ، بردبارى و شكيبايى بيشترى در مقابل گرسنگى و دشوارىهاى راه دارند . مثلًا شتر هميشه در معدهء خود ذخيرهء آب دارد ! و اعراب باديهنشين كه شتر را به هزار نام مىخوانند ، گاهى اين آبها را با وسائلى از شكم آنها بيرون مىآورند ، تا خود بنوشند ! گياهان آن ؟ نمىخواهم در وصف آن سخن به درازا بكشد : خارهايى تيز و داغ ، با رگ و ريشهء تشنهء آب ، آن هم بسيار كمياب ! چنين است گياه آن ! اما خانههايش ! اگر آنها را خانه و منزل بگويند اشتباه است . آنها خيمهها و چادرهاى بزرگى است كه باد سوزان در آن كوران مىكند و گرماى ناراحتكننده با آن به ستيزه برمىخيزد و بدينترتيب داخل اين خيمهها با بيرون و صحراى سخت و ناهموار يكى مىشود ! و روى همين اصل ، اين چادرها فقط در بعضى مناطق و اماكن خاص برپا مىشوند . . . و باز بسيار كوشش بيجايى خواهد بود كه ساكنين آنها بخواهند در هر كجا كه مىخواهند اقامت نموده و يا در مكان آرام و امنى مستقر گردند ، آنها پيمان هميشگى با خانه بهدوشى و كوچكردن دارند ! و مواد غذايى در آن دو چيز سياه است : خرما و آبى كه بهدست آيد . بهاضافه آنچه كه از گوشت شتر و يا گوشت شكار پيدا مىشود .